تراکم فروشی وکالت .

تراکم فروشی وکالت .

چرا تراکم میفروشیم .؟ منظور از تراکم فروشی این است که وکیلی از شهر واستان دیگر متقاضی  وکالت در جای دیگر  است برای موافقت با این نقل وانتقال وجه مطالبه میکنیم هرچه وجه بیشتر باشد انتقال زوتر وخیلی سریع  صورت میگیرد  تخلفات دیده نمیشود  واحترام  وشان متقاضی  هم بالا تر میرود.

تراکم فروشی وکالت از نظر مقررات  حتی درحد تراکم فروشی شهرداریها هم نیست . اخذ هزینه برای نقل وانتقال قانونی نیست این رویه ای است که کانونها  به تاسی از کانون مرکز درپیش گرفتند وهر هیات مدیره ای  که زمام امور را در دست میگیرد بنا به سلیقه وارتباط هایی که با افراد دارد اقدام میکند .

این ویروس بیماری زا  به تمامی  کانونها  سرایت کرده . بنیانگذار  این رویه ضد عدالت  هم کانون مرکز بوده . خصوصا بعد از ظهور ماده 187 تغلیظ شد  وهم اکنون مهمترین کار کانونها رسیدگی به همین نقل وانتقال و خصوصا اخذ وجه است .حال برای وکیل جوان بعد از تحلیف سخنرانی کنیم واز عدالت وحق بگوییم .!!!

 چه لذتی دارد وقتی وکیل جوان برای نداریش منت میکند التماس میکند ، واسطه میبرد حاضر است به پای خدایان قدرت بیفتد .  خدایان قدرت هم  چه لذتی میبرند از این همه خضوع وخشوع در مقابل خود  وهمین رفتار میشود راز ماندگاری در خدایی کردن   وادعای در خدمت وچه تامینی میگیرند برای خدایی اینده..!!! .این رفتار خدایی در کمیسیونها هم رسوخ کرده .ما وکالت نمیفروشیم عدالت میفروشیم وخود خبر نداریم .

اما  از چه کسانی بابت نقل وانتقال هزینه میگیریم .

عمده منتقلین از جوانان این مرزو بوم هستند  که اکثریت انان به علت اینکه از شهر وخانه  خود دور افتادند و کار انچنانی ندارند تقاضای انتقالی میدهند .

وکیل جوانی که همه درامد چندساله را میبایست به کانون مقصد بدهد ،تا بتواند از مبدا جدا شود

وکیل جوانیکه  خود را  چندین سال بدهکار بانک  میکند تا بتواند از پس  هزینه نقل وانتقال براید .

وکیل جوانیکه جهیزیه اش را میفروشد تا بتواند هزینه نقل وانتقال را بدهد .

وکیل جوانیکه هزینه جشن عروسیش را داد تا منتقل شد عروسیش در دفتر ازدواج برگزار شد ماه عسل را در دادسرا وزندان جهت پیگیری پرونده گذراند .

وکیل جوانیکه  پول از پدر پیر وبازنشسته که پولش را برای  درمان  بیماری کنار گذاشته بود میگیرد  وبه کانون میدهد .

پدر وکیل جوان بیکار میمیرد که به ان پول احتیاج نداشته باشد تا فرزندش بتواند درشهر خود وکالت نماید .

اینها وبسیاری از موارد ناگفته  وجود دارد که هرگز نوشته نخواهد شد وبه منو تو نخواهند گفت که چه به انها گذشت تا منتقل شدند .!!!  باز  بگو در کانون خشونت وجود ندارد  و  رفتارها دموکراتیک است .!  خشونت زندان واعدام نیست بسیاری از رفتار ما بوی خشونت میدهد وخود نمیفهمیم . جامعه ای که رفتار عادلانه دران تضعیف شدهباید منتظر  خشونت ، دروغ ، ریا باشیم . اگر کسی هم به ما بگوید که این رفتار درستی نیست . ممکن است به جرم تبلیغ علیه کانون تحت پیگرد قرارش دهیم به طوریکه پایش به کانون نرسد .

واما همکاران ما چه لذتی میبرند از التماسهای انانی که ندارند وانانیکه موفق به گرفتن هزینه میشوند در حقارت خود  چه بزرگ میشوند. !!!

اما مهمتر از همه اینکه با زور وتحکم  به ان وکیل جوان میگویند بنویس این پول را به کانون هبه کردم . او هم می نویسد  این اموزش یادش نمیرود که درمقابل زور سر تعظیم فرود اورد . حال تو بگو سر توبلند نگه دار شانت راحفظ کن او می داند . میبیند با چه رنجی همین مقدار پول کم را به دست اورده .پدر بازنشسته  و بیمار است مادر دوست دارد فرزندش ازدواج کند . اما او مجبور است این پول را به کانون  با طیب خاطر هبه کند و بخاطر شان وکیل هیچ نگوید نکند نظامات در خصوص او اعمال شود . ودر تنها شماره مجله کانون درج شود مجله ای که فقط برای درج توبیخ چاپ میشود  !!! .

 ایا در اینده کسی نخواهد پرسید چگونه بیشترین کمک  وهدیه  را جوانان پرداخت کردند . ؟  وانان که درامدهای انچنانی از راه وکالت دارند  و وکالت را پلی کردند برای تجارت ودلالی و عدالت را سر هر گذری در معرض فروش گذاشتند . هرگز ندیدیم کمکی به کانون بکنند حتی بدهی تکلیفی خود به کانون را  پرداخت نمیکنند . !!!؟

اگر کانونها اشباع شدند چرا هزینه نقل وانتقال از کانونی به کانون دیگر تا پنجاه میلیون تومان هم میرسد .بر همین اساس است که عده ای هوس میکنند سهمیه  افزایش دهند   وامتحان ورودی را بردارند .انگاه جنگ اغاز خواهد شد . وعدالت فراموش ومردم نگون بختی که حق دفاع خود را به ما سپردند بی دفاع خواهند ماند . نه اینکه وکیل در دادگاه حاضر نمیشود ودفاع نمیکند بلکه حاضر میشود برای دفاع از حق الوکاله

چگونه با او از عدالت و مهربانی سخن بگوییم وقتی به هیچیک از زخمهایش مرحم نگذاشتیم . هرگز از بی پولی وکیل جوان نپرسیدیم هرگز به بیکاریش نیاندیشیدیم  وهرگز به بی سروسامانیش  فکر نکردیم  چگونه رویمان میشود با او از عدالت سخن بگوییم وقتی  جیبش خالی اینده نامعلوم  .چگونه به دلالان عدالت روی نیاورد  وقتی کانونها روی خوش به او نشان نمیدهند .          .مهربانی ماندگار .

/ 1 نظر / 22 بازدید
عاطفه غلامعلی

سلام مثل همیشه صریح و شجاعانه نوشته اید البته به نظر من آنها هم که می خواهند امتحان ورودی را بردارند حق دارند حرمت امامزاده با متولی است ما که ندیده ایم کانون حرمت خودش را نگه دارد از دیگران چه توقع