دفاترخدمات قضایی درخدمت دولت یا ملت .مهدی بزرگی وکیل البرز

دفاترخدمات قضایی درخدمت دولت یا درخدمت ملت .

گفتند امکانات جدید آمد آنرا در خدمت مردم بکار گیریم تامگر آسایش فراهم اید و روزگار به خوشی سرآید از جمله این دستاورد بشری رایانه است اما آیا اینطور شد .؟

چند روز قبل برای اولین بار پس از مدتها خواستم دادخواستی  در این بازار بیکاری ثبت کنم یکی از دوستان فرمودند دادخواست را میبایست در دفترخدمات قضایی ثبت کنید وخلوت ترین جا فلان محل است خدا خیرشان دهد  درست هم ادرس دادند .

ساعت 10 به دفتر خدمات  رسیدم نفر19 بودم که هفتمین نفر مشغول بود خلاصه بعد از یک ساعت نوبت به من رسید البته به یمن گرما ومعطلی مردم از خواسته ودادخواست ودعوا گذشتند ومحل را شاید برای وقتی دیگر ترک کردند .

مدارک را دادم خانم متصدی نگاهی به دادخواست واوراق کردند گفتند چرا دادخواست سه صفحه است عرض کردم تعدادخوانده 15 نفر و14 مدرک  به عنوان دلیل هم ارائه شده برای هرکدام دوخط هم توضیح دهم میشود حداقل 3صفحه دیدم موضوع جا نیفتاد عرض کردم مدرک تحصیلی شما چیست فرمودند مدیریت صنایع عرض کردم اینجا چه میکنید فرمودند از بیکاری ..!دیگر چیزی نگفتم .

فرمودند دادخواست مجددا میبایست تایپ شود برای هر صفحه 10هزارتومان عرض کردم دادخواستم تایپ شده است گفتند مجددا باید تایپ شود این روند ادامه داشت تا دادخواست تایپ ومدارک اسکن شد کارتمام شد ساعت به سه ونیم رسید واقعا حالم بد شده بود  بیش از 5ساعت در دفترخدمات جهت ثبت دادخواست معطل شدم تازه مبلغ حدود 130 هزارتومان ازبنده هزینه دفتر گرفتند وحدود 270 هزارتومان هزینه دادرسی .

اما یادم است سالهای 81 یا 82 وکیل شرکتی بودم که برای مطالبه  وجه چکی میبایست به مشهد میرفتم هرچه دنبال بلیط هواپیما گشتم بلیط گیرم نیاوردم  رفتم ترمینال بلیط اتوبوس گرفتم صبح ساعت 9 به مجتمع قضایی رسیدم دادخواست  همراه با تامین خواسته دادم  ثبت وارجاع شد.

متعاقبا در همان روز  قرار به استناد ماده117 قانون ایین دادرسی مدنی  صادر دستور اجرای قرار را گرفتم به کلانتری رفتم مامور گرفتم هرچند مامورین کمی دیر کردند نهایتاساعت 5بعدازظهر امدند به محل اجرای قرار شروع کردیم به صورت برداری  اموال توقیفی مامورگفت لوازم را چه میکنی گفتم تحویل حافظ میدهم که با خود به جای امنی ببرد کارمندان مغازه دستپاچه شدند به خوانده خبر دادند آمد فرصت یک ساعته خواست تا بدهی را پرداخت نماید وجه پرداخت شد صورت جلسه شد کار تمام شد غروب به ترمینال برگشتم بلیط گرفتم صبح هم درمحل کارم حاضرشدم .جالب است در این راستا هیچ هزینه اضافی هم نکردم یعنی بدونه خون وخونریزی کار به پایان رسید .

جالب است حتی قبل از تشکیل دفاتر دادخواست توسط همکاران جوان یا غیرهمکار حد اکثر ظرف یک ساعت ثبت میشد هم اکنون میبایست درزمان دادخواست حضور داشته باشی وساعتها معطل شوی  ودادخواستهای تایپ شده را امضا کنی یعنی ثبت دادخواست یک مرحله پیچیده تر شد  وکار مردم سخت تر وهزینه بیشتر هم به مردم تحمیل شد .

وقتی درحضور متصدی دفتر نشسته بودم چشمم به کارتهای  رنگارنگ وکالت  خورد که در کناردست متصدی چسبانده شده بود البته کارتهایی هم که چسبانده نشده بود امروز به یمن عدم تبلیغ برای وکیل و وکالت  و وجود نظامنامه ها ی وکالتی مردم وکیل را به طور مستقیم نمیشناسند مگر استثنا که آنهم حق انتخاب محدود دارند امروز پرونده میبایست از دلالان  وموسسات واحیانا دفاتر خدمات بگیریم نتیجه عدالت معلوم است .!

 با این وصف به نظر  خدمات به نفع دولت شد  نه مردم چون  استخدام کارمند کمتر انجام میگیرد  هم تعدادی از پرونده ها کمتر میشود البته این  روش فعلا با فلسفه عدالت مغایرت دارد یعنی دادگاه صالح از دسترس مردم دور میشود .

به خودم گفتم چرا نمیبایست وکلا از دفاترخو د دادخواستهای خود را ارسال نمایند چرا از دفاتر اسناد رسمی .؟طی این سالها قراردها با کد رهگیری وداوری به مشاورین املاک سپرده شد ثبت دادخواست به دفاتر اسناد رسمی  پس نقش وکیل دادگستری در این بین چیست .؟  مهربانی ماندگار .عدالت پایدار . مهدی بزرگی وکیل البرز

/ 0 نظر / 30 بازدید