دادگستری آخرین پناهگاه مردم .

گرفتن همراه با گشتن جیب وکیف وجان وکیل .

دهها هزار سرباز درمبادی ورودی ساختمانهای  قضایی وانتظامی برای گشتن جیب وکیف مردم  مستقرند .

چند روز قبل جهت پیگیری پرونده ام به دادگستری کل کرج


دادگستری آخرین پناهگاه مردم .

گرفتن همراه با گشتن جیب وکیف وجان وکیل .

دهها هزار سرباز درمبادی ورودی قضایی وانتظامی برای گشتن جیب وکیف مردم .

چند روز قبل جهت پیگیری پرونده ام به دادگستری کل کرج که دادگاههای کیفری وتجدید نظر در ان مستقر است رفتم  ابتدای ورودی  طبق روال با اخم همراهم را گرفتند ازمیان سربازان گردنده جیب و جان  عبور کردم ،ناگها ن یکی فریاد برآورد جاجی کجا به ارامی عرض کردم وکیلم . گفت هرکی میخواهی باش دستور داریم همه را بگردیم .

چنان مرا گشتند کیفم را گرفتند  وبازکردند  با حقارت مرا نگریستند که حالم از خودم وکارم بهم خورد سختی کار مزرعه برنج را  به یاد آوردم که تنهایش گذاشتم  و وکیل شدم  ای کاش همان کشاورز برنج بودم .

اما برای چه رفته بودم . رفته بودم پرونده اجرایی را پیگیری کنم دیدم پرونده اجرایی برگشته به  شعبه رفتم پیگیری کردم دیدم رای به جای ابلاغ به وکیل به اصیل ابلاغ شده وکیل متهم ردیف اول تجدید نظرخواهی کرده . رای به وکیل متهم ردیف دوم هم وفق ماده 70 الصاق شده.

اما مفهوم الصاق یعنی همراه داشتن یک سطل چسب قوی ومالیدن چسب  پشت ابلاغیه چسبانده  آن در جایی که ابلاغ گیرنده به راحتی انرا ببیند این اتفاق نیفتاد  یقینا با ابلاغهای امروزه حتما ابلاغیه در جوب افتاد وکیل متهم ردیف دوم به همین دلیل اعتراض کرد پذیرفته شد .

خلاصه پس از چندین مرتبه رفت وامد پرونده به تجدید نظر رفت برای اشتباه مدیر مجبور شدم حد اقل سه بار به دادگستری مراجعه ومورد تجسس بدنی قرار گیرم.  تازه در روز اول به کپی نیازمند شدم مجبور شدم از ساختمان خارج شوم در بازگشت مجددا شروع به گشتن کردند اعتراض کردم همین چند دقیقه پیش گشتید گفتند ده بار هم که بیرون بروی بخواهی برگردی میگردیم دیدم این حرفش راست است واو مقصر نیست وسیله است . دیدم تخلف مدیر ومامور ابلاغ  هم اثری ندارد  .؟

به خودم گفتم اگر مدیران ومجموعه دستگاه قضا ودولت کارشان را به خوبی سربازان دم درب دادگستری  انجام میدادند شاید نیاز به این همه مراجعه به دادگستری نبود .!

خلاصه به جهت گشتن ها ی تحقیرانه  به حفاظت مراجعه کردم گفتند دستور از بالاست  همکاران شما با   تلفن همراه خود یا اسکنر از پرونده عکس میگیرند  عرض کردم وقتی همه چیز پرونده  در اختیارمنست و اصولا دادگاهها علنی  است چرا اینقدر سختگیری ایا عیب از وکیل ومردم است یا از مسئولین .

فقط گفت به ما دستور دادند  همه حتی وکلا را بگردید  گفتم روزی ده بار ایشان هم تایید کردند ده بار، دیدم او هم وسیله است با وسیله نباید بحث کرد با وسیله میبایست کارکرد . بنده هم عرض کردم شما مامورید بگردید ما هم حق داریم پیوسته علنا اعتراض کنیم شاید یکی داد ما را بشنود .!به خود گفتم یا باید کار را رها کنی یا میبایست این خفت را بپذیری .

نه تنها من ،دوستان دیگر من  هم همین احساس را دارند .وقتی جیب وجان وکیف وکیل گشته میشود ، درحقیقت قدرت دفاعی او از موکل کم میشود خصوصا وقتی موکل همراه وکیل است وقتی میبیند وکیل را هم مثل او که متهم است میگردند حس اعتماد به وکیل را از دست میدهد وکیل هم با جستجوی بدنی تحقیر میشود قدرت دفاعیش تنزل پیدا میکند .شاید نتواند از موکل خوب دفاع کند این رفتار با یک دادرسی عادلانه مطابقت ندارد .تضعیف اینچنینی وکیل رسیدگی عادلانه را زیر سئوال میبرد.

هرچند فرمودند وکلا در مقام دفاع ازتامینات وشان قضا ت برخوردارند شاید بگویید این تامینات  در جلسه دادرسی است اما اگربه  چنین تامینی قائلند میبایست به این امر توجه نمایند  که مقدمه واجب هم واجب است مردم ما را وابسته دادگستری میدانند  یعنی مجموعه عدالت .وقتی میبینند وکیل هم مثل خودشان یعنی متهم گشته میشود از وکیل سلب اعتماد میکنند .به روش دیگر اقدام میکنند .شاید نظر بعضی حذف وکیل خوب از دستگاه قضا باشد .!

اما چه کسانی به دادگستری می ایند یقین 90درصد مردمی که  جان وعرض و ناموس و ومالشان در معرض بیحرمتی  وتجاوز قرار گرفته  به آخرین ملجا وپناهگاه  یعنی دادگستری متوسل میشوند حال تصور بفرمایید مردمی که با چنین روحیه ای  به دادگاهها پناه می اورند چند سربازی که هنوز از زندگی در این جامعه چیزی نمیدانند  با تحقیر جیبهای خالی انان را بگردند یا تن و جانی  که مورد اذیت وآزار واقع شده را جستجوکنند.آیا کسی که با این رفتار وارد در ورودی ساختمانهای دادگستری میشود خوش بینی به اجرای عدالت را از دست نمیدهد .؟

جیب انانی را باید بگردیم  وفق اصل 142 قانون اساسی که  تا کنون اقدامی نکردیم نه جیب وکیف مردمی که به دادگستری پناه آورده اند به طریق اولی جیب وکیف  وکیل دادگستری  که برای دفاع از حقوق مردم مراجعه میکند  را  نباید گردیم  این برخلاف اصل کرامت انسانی است .هم راه را اشتباه میرویم  هم هدف را گم کردیم .!

مهربانی ماندگار  .مهدی بزرگی وکیل البرز

دادخواهی از زبان مردم در مبادی ورودی دادگستری

همراهم را مگیر .

بی اوتنهام .

جیبم را نگرد خالیست .

تنم را نجور  زخمیست . زخمهایش باز خواهد شد .

جانم را  مگرد رنجور  است . رنجش ترا خواهد گرفت .

زنبیلم را نگیر .

تنها دردهایم را در آن ریخته ام . بعضا واگیر دارد

 اگر دادم را نمی ستانی

  تکریم نمیخواهم ،تحقیرم مکن .

اخمهایت را وا کن

برای درمان نیامدم .

برای  همدردی امدم  .

بیداد اوردم امیدی به  دادخواهی ندارم . 

در پرتگاه  بی داد

جیب وکیف کسی را نمیگردند .

اگر دادم نمی ستانی  

دستانم بگیر تا نیفتم ایستادن نمیخواهم .

تو اخرین پناه من هستی .!!!

 اصل قانون اساسی۲

جمهوری اسلامی، نظامی است بر پایه ایمان به:

  1. خدای یکتا (لا اله الا الله) و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او.
  2. وحی‏ الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین.
  3. معاد و نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان به سوی خدا.
  4. عدل خدا در خلقت و تشریع.
  5. امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلام.
  6. کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسیولیت او در برابر خدا، که از راه‏‏:
    • اجتهاد مستمر فقهای جامع‏الشرایط بر اساس کتاب و سنت معصومین سلام الله علیهم اجمعین،
    • استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته بشری و تلاش در پیشبرد آنها،
    • نفی هر گونه ستمگری و ستم‏کشی و سلطه‏گری و سلطه‏پذیری،

قسط و عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی را تأمین می‌کند.

اصل ۳

دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد:

  1. ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی.
  2. بالا بردن سطح آگاهیهای عمومی در همه زمینه‏های با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه‏های گروهی و وسایل دیگر.
  3. آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح، و تسهیل و تعمیم آموزش عالی.
  4. تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینه‏های علمی، فنی، فرهنگی و اسلامی از طریق تأسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان.
  5. طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب.
  6. محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی.
  7. تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون.
  8. مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش.
  9. رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینه‏های مادی و معنوی.
  10. ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضرور.
  11. تقویت کامل بنیه دفاع ملی از طریق آموزش نظامی عمومی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و نظام اسلامی کشور.
  12. پی‌ریزی اقتصادی صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه‏های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه.
  13. تأمین خودکفایی در علوم و فنون صنعت و کشاورزی و امور نظامی و مانند اینها.
  14. تأمین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون.
  15. توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین همه مردم.
  16. تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمان و حمایت بی‏دریغ از مستضعفان جهان.